زندگینامه زین الدین زیدان

زندگینامه زین الدین زیدان

زین الدین یزید زیدان (متولد 23 ژوئن 1972 در مارسی) ملقب به زیزو فوتبالیست سابق و حرفه ای فرانسه است که اصلیتی الجزایری دارد . این ستاره با تیم ملی فرانسه در سال 1998 قهرمان جهان و یورو 2000 شد و همچنین در سال 2006 به توپ طلای جام جهانی رسید و در فینال پس از درگیری با مارکو ماتراتزی از زمین اخراج شد .
او در 4 باشگاه اروپا بازی کرده است که در این میان نامهای یوونتوس و رئال مادرید دیده می شود که با آنها لالیگا و سری آ را برده است . او در فینال چمپیونزلیگ 2002 گل پیروزی بخش رئال مادرید را به ثمر رساند و جزء دو بازیکنی است که سه بار عنوان برترین یازیکن سال جهان را کسب کرده است (دیگری رونالدو است) و سه بار دیگر هم جزء سه بازیکن برتر سال بوده است و در سال 1998 برترین بازیکن سال اروپا شده است . در سال 2004 مردم او را به عنوان برترین بازیکن نیم قرن اخیر اروپا برگزیدند و همچنین توسط په له به عنوان یکی از 125 بازیکن برتر تاریخ جهان انتخاب شده است .

عرصه ی باشگاهی

سالهای اولیه ، کن و بوردو زیدان زمانی که خیلی کودک بود (10 سالگی) فوتبال را با تیم سن هنری - یک باشگاه محلی در کاستیانه در حوزه های مارسی- شروع کرد . در 14 سالگی ، او سپ تمز را رها کرد وبرای اولین سال در یک تیم حرفه ای حضور یافت . استعدادیاب آث کن "ژین وارائود" او را کشف کرد و او به این باشگاه رفت تا تنها شش هفته در این باشگاه بماند اما به دلیل هنرش در این تیم پذیرفته شد حضور او در این تیم و بازی در سطح حرفه ای چهار سال ادامه یافت .
زیدان در هفده سالگی در لاشامپیونه حضور یافت و اولین گلش را در 8 فوریه 1991 به ثمر رساند که او به عنوان هدیه برای این گل یک جایزه از رئیس تیم دریافت کرد . اولین فصل او با کن با راهیابی این تیم به جام یوفا توام شد .
زیدان در فصل 93-1992 به بوردو ترانسفر شد و با این تیم در سال 1995 قهزمان جام اینترتوتو و در فصل 96-1995 نایب قهرمان جام یوفا در چهار سال حضور در این باشگاه شد . او در این تیم با "لیزارازو" و "کریستوف دوگاری" همراه شد که این سه نفر با هم در جام جهانی 1998 و در بوردو به یک نماد تبدیل شدند . در 1995 "کنی دالگلیس" مربی بلکبرن به خرید هر دوی دوگاری و زیدان ابراز علاقه کرد که در این زمان "جک واکر" مدیر تیم به او پاسخ داد : چرا می خواهی زیدان را بخری در حالی که ما "تیم شر وود" را داریم ؟
یوونتوس (1996-2001)در 1996 ، زیدان با 3 میلیون پوند راهی تیم قهرمان چمپیونزلیگ ، یوونتوس شد . زیدان در تیم "مارچلو لیپی" با بازیسازی فوق العاده اش در فصل 97-1996 قهرمان اسکودتو کرد و مسابقه ی جام بین قاره ای برابر ریور پلات را 1-0 برد . او همچنین به فینال چمپیونرلیگ 1997 راه یافت که در این سال یووه 3-1 مغلوب بوروسیا دورتموند شد . او با 7 گل در 32 بازی یوونتوس را بازی کرد تا در فصل بعد از قهرمانی اش در ایتالیا دفاع کند و همچنین برای دومین سال پیاپی راهی فینال چمپیونزلیگ شود که در این سال 1-0 مغلوب رئال مادرید (به مربیگری "یوپ هنکس" شود . در 01-2000 یوونتوس با دو امتیاز کمتر از رم در ایتالیا دوم شد . در مجموع او 24 گل در 5 فصل حضورش در یوونتوس به ثمر رساند و یا این تیم یک جام بین قاره ای ، جام اینترتوتو 1999 و دو اسکودتو را برد .
رئال مادرید (2001-2006)در 2001 ، زیدان با 76 میلیون یورو به عنوان گرانقیمت ترین بازیکن تاریخ فوتبال قرارداد چهار ساله ای با رئال مادرید منعقد کرد .
او در این تیم به موفقیتهای پی در پی تیمی و فردی رسید که اوج آنها شلیک فوق العاده ی او در فینال چمپیونزلیگ سال 2002 در پیروزی 2-1 برابر لورکوزن در گلاسکو بود . در فصل بعد ، رئال مادرید سوپرکاپ اروپا و سوپر کاپ اسپانیا را برد و زیدان به عنوان برترین بازیکن سال در سال 2003 برای سومین بار برگزیده شد تا در این عرصه با رونالدو برابر شود .
او اولین و آخرین هت تریک خود را در رئال مادرید در پیروزی 4-2 برابر سویا انجام داد . آخرین سال بازیگری زیزو چندان مثمر ثمر نبود . او با رئال خیلی زود از جام پادشاهی (به مربیگری "رومن لوپز کارو" ) و چمپیونزلیگ (به مربیگری "واندرلی لوکزامبورگو" ) کنار رفت و فصل را با 12 امتیاز اختلاف نسبت به بارسلونا در رتبه دوم به پایان رساند .
در 7 می 2006 او رسما اعلام کرد که یک ماه بعد بازنشسته می شود . آخرین بازی او با رئال مادرید با گلزنی در تساوی 3-3 برابر ویارئال همراه بود . هم تیمی های زیدان در این بازی با پوشیدن پیراهنهایی که در کنار لوگوی رئال مادرید "زیدان 2006-2001" نوشته بود از او یاد کردند . هواداران در طول بازی زیدان را تشویق کردند . او در این بازی پیراهنش را با "خوان رومن ریکلمه" (ستاره ی محبوب فعلی من!) تعویض کرد . هواداران با گفتن کلمه ی "مرسی" به تشویق وی پرداختند .

عرصه ی ملی

این گونه شایعه شده است که زیدان در حالی که می توانست بین فرانسه و الجزایر یک تیم را انتخاب کند بازی در الجزایر را انتخاب کرد اما گویا عبدالحمید کرمالی مربی وقت الجزایر از استفاده از او امتناع کرد زیرا اعتقاد داشت که این بازیکن جوان سرعت کافی ندارد . زیدان در سال 2005 این شایعه را رد کرد و گفت که زمانی بحث بازی در الجزایر مطرح شد که او برای فرانسه بازی کرده بود و چاره ای نبوده است .
او اولین بازی ملی اش را برای تیم ملی فرانسه با حضور از دقیقه 63 بازی دوستانه برابر جمهوری چک در 17 آگوست 1994 انجام داد که این بازی 2-2 تمام شد و زیدان هر دو گل بازی را به ثمر رساند تا فرانسه از شکست 2-0 فرار کند .
یورو 1996در این زمان ، "امه ژاکه" مربی وقت فرانسه ترجیح داد که از او در کنار "اریک کانتونا" ستاره ی وقت منچستر یونایتد استفاده کند اما پس از مصدومیت بلند مدت کانتوتا در ژانویه 1995 پس از برخورد با یک هوادار ، ژاکه تصمیم گرفت که زیدان را تنها بازیساز تیمش کند . علیرغم تمامی انتقادات کارشناسان و هواداران در مورد این اقدام او ، فرانسه راهی نیمه نهایی یورو 1996 شد که در این مرحله در حالی که در وقت قانونی بازی 0-0 شد در ضربات پنالتی جمهوری چک برنده شد .
جام جهانی 1998در دومین بازی فرانسه در دور اول زیدان در پیروزی 4-0 برابر فرانسه زیدان با کارت قرمز مواجه شد و دو بازی محروم شد . او در این بازی به "فواد امین" بازیکن عربستان لگد زد . او بعدها اظهار داشت که امین به او اهانت کرده است . بعد از پیروزی در ضربات پنالتی برابر ایتالیا ، او دو گل با ضربه ی سر برابر برزیل دئر فینال به ثمر رساند تا این تیم با نتیجه ی 3-0 برنده ی جام جهانی 1998 شود .
یورو 2000زیدان با بازیهای موثرش به تیم کمک کرد تا به فینال یورو 2000 راه یابد . او در مقابل اسپانیا در یک چهارم نهایی یک کاشته به ثمر رساند و در نیمه نهایی هم با یک ضربه ی پنالتی برابر پرتغال گل طلایی را به ثمر رساند . فرانسه در فینال با برد برابر ایتالیا قهرمان اروپا شد تا پس از آلمان غربی 1974 دومین تیمی باشد که چنین کاری می کند . فرانسه از سوی یوفا به مقام تیم اول جهان رسید .

مصدومیت ، بازنشستگی و بازگشت (2002-2006)مصدومیت ران پا مانع از بازی زیزو در دو بازی اول جام جهانی 2002 شد او برای بازی سوم به طور ناقص آماده شد و نتوانست کار خاصی برابر دانمارک انجام دهد و این تیم بدون زدن حتی یک گل از این جام کنار رفت .
آنها راهی یورو 2004 شدند تا از موفقیتهای پیشینشان دفاع کنند . زیدان و تیمش بسیار استوار بودند و زیدان یک پنالتی و یک کاشته به ثمر رساند تا این تیم در مرحله گروهی 2-1 انگلیس را ببرد . در 12 ژوئن 2004 بعد از شکست حیرت انگیز فرانسه برابر یونان این تیم حذف شد و زیدان تصمیم گرفت که از فوتبال ملی کناره گیری کند هر چند که تلاشهای "ریموند دومنک" و به مشکل خوردن فرانسه برای راهیابی به جام جهانی 2006 موجب شد که زیدان در 3 آگوست 2002 زیدان اعلام کرد که بازنشستگی را کنار گذاشته و بلافاصله کاپیتان تیم شد. او با برد 3-0 برابر جزایر فارو در 3 سپتامبر 2005 حضور پر قدرتی داشت و فرانسه صدرنشین گروه خود شد . در 25 آوریل 2006 بعد از یک فصل مصدومیت در رئال مادرید زیدان اعلام کرد که پس از جام جهانی 2006 رسما از فوتبال حرفه ای کناره گیری می کند .
در 27 می 2006 زیدان صدمین بازی ملی خود را برابر مکزیک در سنت دنیز انجام داد . این آخرین بازی او در این استادیوم بود و او چهارمین بازیکن در طول تاریخ فرانسه بود که به باشگاه صدتایی ها می پیوست . بعد از "مارسل دسایی" ، "دیدیده دشامپ" و "لیلیان تورام" .
جام جهانی 2006فرانسه این تورنمنت را به یک نمایش ناموفق شبیه به جام جهانی کره-ژاپن شروع کرد . آنها در ابتدا با سوئیس 0-0 کردند و در آخرین دقایق بازی برابر کره گل خوردند . زیدان در این بازی به خاطر هل دادن یک مدافع کره کارت زرد گرفت که دومین کارتش در این تورنمنت بود و او را از بازی فینال گروه محروم کرد . فرانسه در بازی پایانی 2-0 توگو را شکست داد تا زیدان باز هم برای فرانسه بازی کند . در بازی با اسپانیا ضربه ی کاشته ی او با ضربه ی سر پاتریک ویرا همراه شد و در دقیقه 91 هم پنالتی او به هم تیمی اش در رئال ایکر کاسیاس موجب صعود فرانسه شد . این پیروزی فرانسه را راهی یک چهارم نهایی کرد تا فینال جام جهانی 1998 برابر برزیل در این مرحله تکرار شود . ضربه ی کاشته ی زیدان در این بازی و ارسال توپ برای تیری هانری موجب شد تا یک بار دیگر برزیل مغلوب فرانسه شود و راهی نیمه نهایی شود که زیدان در این بازی برترین بازیکن میدان شد . در نیمه نهایی برابر پرتغال در چهار روز بعد زیدان با یک پنالتی تک گل بازی را به ثمر رساند تا یک تنه تیم را به فینال برده باشد . در 9 جولای فرانسه و ایتالیا در فینال جام جهانی 2006 بازی فینال یورو 2000 را تکرار کردند . بعد از گلزنی زیدان در دقیقه هفت از روی نقطه ی پنالتی با یک ضربه ی چیپ زیدان چهارمین بازیکن جهان شد که در دو فینال گلزنی کرده است پیشتر فقط "پل برایتنر "، "په له" و "واوا" چنین کرده بودند . هر چند که زیدان در این بازی در دقیقه 110 از زمین اخراج شد و شانسی برای حضور در ضربات پنالتی نیافت . ایتالیا در ضربات پنالتی 5-3 برنده شد . علیرغم این کارت قرمز زیزو موفق به دریافت توپ طلای این جام شد .

انضباط

زیدان به خاطر خلق تنگ خود در زمین مشهور است به طوری که چهارده بار در طول دوران بازیگری اش از زمین اخراج شد . علاوه بر این اخراحها در حام جهانی های 2006 و 1998 او زمانی که در یوونتوس بود با ضربه ی آرنج به "یوخن کینتز" در بازی با هامبورگ در چمپیونزلیگ حمله ور شد . او یکی از چهار بازیکنی است که در فینال جام جهانی اخراج شده است . او همچنین به همراه "ریگوبرت سونگ" تنها دو بازیکنی هستند که در دو جام جهانی متفاوت اخراج شده اند . او تنها بازیکنی است که در وقت اضافه ی فینال جام جهانی اخراج شده است .

مواجهه با مارکو ماتراتزی

زیدان پس از برخورد با ماتراتزی در فینال جام جهانی از زمین اخراج شد که بعد از مسابقه رسانه ها در پی این بودند که چه حرفی از ماتراتزی زیدان را تا این حد خشمگین کرده است و زیزو را مجبور کرده است تا با ضربه ی سر به سینه ی ماتراتزی شاخ بزند . این صحنه توسط داور چهارم "لوئیز مدینا کانتالخو" گرفته شده بود و خود "هوراسیو الیزوندو"ی آرژآنتینی داور این بازی آن را ندیده بود .
صحنه های تلویزیونی اثبات کرد که ماتراتزی به زیدان توهین لفظی کرده است . رسانه های انگلیسی در مطالب خود به آنچه ماتراتزی گفته بود پرداختند . روزنامه ی "تایمز" نوشت که ماتراتزی زیدان را " فرزند تروریست فاحشه " خطاب کرده است . زیدان در اولین اظهار نظرها در این باره گفت که اگر یک بار دیگر در چنین شرایطی قرار بگیرد کار خود را تکرار می کند و توهین به خواهر و مادر او چنین واکنشی را در پی داشته است . ماتراتزی هم پذیرفت که توهین کرده است اما اعتقاد داشت که رفتار زیدان در مقابل آن کار کوچک گستاخانه بوده است !
ماتراتزی همچنین اظهار داشت که هیچ توهینی به مادر زیدان ( که در آن زمان مریض بود) نکرده است . وی گفت : "من درباره ی مادرش صحبت نکردم . من وقتی 15 ساله بودم مادرم را از دست دادم و هنوز نمی توانم درباره ی ی او به خوبی سخن بگویم " . اما زیدان جواب داد که ماتراتزی مکررا به مادر و خواهرش توهین کرده است و قطعا این صداها از دهان ماتراتزی خارج شده است . سپس در یک برنامه ی تلویزیونی از بچه ها ، فرهیختگان و بییندگان عذرخواهی کرد اما از کارش پشیمان نبود چون اعتقاد داشت که کار درستی برابر ماتراتزی انجام داده است . دو ماه بود در یک برنامه ی تلویزیونی رسما عذرخواهی از زیدان را رد کرد اما خواهان مصالحه با زیزو شد . اما گفت که زمانی که پیراهن زیدان را می کشیده است زیدان به او نیشخند تمسخرآمیز زده است و ماتراتزی نیز پاسخش را داده است که خواهرش را ترجیح می دهد ! بعدها ماتراتزی در یک برنامه ی تلویزویونی این جمله را دقیقا بیان کرد که چنین بود : "فاحشه ای را که خواهرت است ترجیح می دهم ."

عکس العمل ها

بعد از فینال "ژاک شیراک" رئیس جمهور وقت فرانسه به زیدان به عنوان قهرمان ملی درود فرستاد و او را " مرد دل و جانها" نامید . شیراک بعدها گفت که درست است که این حمله غیر قابل قبول بوده است اما فکر می کند که زیدان تحریک شده است . "عبدالعزیز بوتفلیکا" رئیس جمهور الجزایر حمایتش را در یک بیانیه ی رسمی از زیدان اعلام کرد . هر چند که "فیگارو" روزنامه ی فرانسوی این ضربه ی شاخ را "نفرت انگیز" و "غیرقابل قبول" نامید . روزنامه نگارهای مجله ی اکیپ به مقایسه ی زیدان با محمد علی پرداختند . آنها از زیدان خواستند تا به میلیونها بچه در سراسر جهان پاسخگو باشد . مجله ی تایمز او را نماد "مبارزه با فرهنگ سازی" در اروپا نامید . اما اسپانسرهای زیزو اعلام کردند که او را حمایت می کنند . این حادثه تا مدت ها در اینترنت به سوژه ای برای طرفداران فرهنگ در سراسر جهان تبدیل شده بود . این صحنه ی ویدیویی به پرطرفدارترین صحنه در یوتیوب تبدیل شده بود و ترانه ای هم به نام کوپ بوله ( به معنای ضربه ی شاخ) به صدر آهنگهای پر طرفدار فرانسه رسید .این صحنه به نماد یک شرکت چینی به نام "مارژ گیمر" تبدیل شد .

پیگیری فیفا

فیفا پرونده ی این حادثه را در کمیته انضباطی خود گشود و از تصمیم ایزوندو برای اخراج زیدان حمایت کرد . فیفا دو بازی محرومیت برای ماتراتزی و پرداخت 5000 فرانک در نظر گرفتن و زیدان نیز سه بازی محروم شد که زیدان بازنشسته شد و از محرومیت در امان ماند .

فعالیت های نیکوکارانه

در 24 فوریه 2007 زیدان در شمال تایلند حضور یافت تا در یک بازی انساندوستانه برای تیم "کیودارون" برای مبارزه با ایدز حضور یابد . زیدان در این بازی یک گل زد و یک پاس گل به هم تیمی مالزیایی اشش داد تا این بازی 2-2 شود . این بازی 10 هزار تماشاگر داشت و 7750 دلار نیز کمک انسانی جمع آوری شد .
در 19 نوامبر 2007 زیدان در پنجمین بازی سالانه ی مبارزه با فقط در مالاگا حضور یافت که این بازی هم 2-2 تمام شد . زیدان در این بازی گل نزد اما درد دقیقه 70 موقعیت گل را برای هم تیمی اش آماده کرد . او و هم تیمی سابقش رونالدو هر ساله در یک بازی انساندوستانه ستاره های جهان را جمع آوری می کنند . او از سال 2001 به عنوان سفیر فقر برگزیده شده است. او پیش از بازی باران رونالدو - یاران زیدان گفت : "هر کسی می تواند هر کاری انجام دهد تا جهان بهتری داشته باشیم."

جایزه ها ، افتخارات و منصب ها

در 2004 ، محله ی "فوربز" زیدان را به عنوان چهل و دومین ورزشکار پردرآمد جهان با در آمد 15.8میلیون دلار در سال نامید . زیدان مدیریت یک باشگاه فرانسوی به نام "لابف فور نوویه واگ" را که باشگاهی در مارسی به مربیگری برادرش "فرید" است به عهده دارد . از سال 2000 زیدان در یک نظر سنجی روزنامه ای به عنوان یکی از محبوبترین شخصیتهای فرانسه حضور داشت . او در سالهای 2000 ، 2003 ، 2004 و 2006 رتبه ی اول در 2005 رتبه ی دوم و ذر 2001 و 2002 رتبه ی چهارم محبوبترین شخصیت فرانسه را بدست آورد .
در نوامبر 2006 ، زیدان به بنگلادش سفر کرد تا مهمان "محمد یونس" برنده ی جایزه ی نوبل شود . "ناز هاکه اتک" مدیر انگلسی بنگلادش رپر بنگلادشی نیز رفیق دیرینه ی اوست . زیدان به رسانه ها گفت که هاکه به همان خوبی ترانه هایش است . او همچنین زادگاهش را در الجزایر ملاقات کرد و ملاقاتی نیز با عبدل بوتفلیکا داشت .

اسپانسر

زیدان تا کنون با کمپانی های زیادی همچون : آدیداس ، لژو ، فرانس تله کام ، اورنج ، آئودی و کریستین دیور به توافق رسیده است . این اسپانسرها به او 8.6 میلیون یورو کمک کرده اند که از دستمزد سالانه ی او در رئال مادرید (6.4 میلیون یورو در سال در فصل آخر) بیشتر است و او را به ششمین بازیکن پردرآمد تاریخ تبدیل کرده است .

خانواده

زیدان زنش ورونیک فرناندز مانکن اسپانیایی را زمانی که در کن بود در 92-1991 ملاقات کرد . پسرانشان ، انزو فرناندز و لوکا زین الدین زیدان عضوی از تیمهای پایه رئال مادرید هستند .

افتخارات

باشگاهی
بوردو
جام یوفا : نایب قهرمان (1996) / اینترتوتو (1995)
یوونتوسسری آ (1997 و 1998) / سوپرکاپ اروپا (1996) / جام بین قاره ای (1996) / سوپرکاپ ایتالیا (1997) / چمپیونزلیگ (نایب قهرمانی در 1997 و 1998)
رئال مادریدلالیگا (2003) / چمپیونزلیگ (2002) / جام بین قاره ای (2002) / سوپرکاپ اروپا (2002) / سوپرکاپ اسپانیا (2001 و 2003)
ملی قهرمانی جام جهانی (1998) / نایب قهرمانی جام جهانی (2006) / قهرمانی اروپا (2000)
فردیبهترین هافبک اروپا : سال 1998
بهترین بازیکن سال ورلدساکر : 1998
بهترین بازیکن سال جهان : 1998 ، 2000 و 2003
دومین بازیکن سال جهان : 2006
سومین بازیکن سال جهان : 2002 و 1997
بهترین بازیکن سال اروپا : 1998
موثرترین بازیکن سال چمپیونزلیگ : 2002
بهترین بازیکن نیم قرن اخیر اروپا : 2004
برنده ی توپ طلای جام جهانی : 2006
حضور در تیم منتخب جهان : 2005 و 2006
جایزه ی اونز :1998 ، 2000 و 2001
بهترین بازیکن چمپیونزلیگ : 2000
حضور در تیم سال جهان : 1998 و 2006
حضور در بهترین 11 بازیکن اروپا : 2001 ، 2002 و 2003
عنوان شوالیه ی لژیون فرانسه : 1998
حمل کننده ی مشعل المپیک تابستانی : 2004

زندگی نامه کریستین رونالدو


کریستیانو رونالدو دوس سانتوز آویرو که بیشتر به نام کریستیانو رونالدو معروف است در 5 ژانویه 1985 در مَدیرای پرتغال متولد شد.قد وی 185 سانتیمتر است.وی دارای یک برادر بزرگتر به نام هوگو و دو خواهر بزرگتر از خود به نام های الما و لیلیانا است.فوتبالش را از سه سالگی آغاز کرد و در سن شش سالگی به مدرسه فوتبال رفت.اولین باشگاهی که او در آن بازی کرد باشگاه آماتور آندورینها بود جاییکه پدرش آن را اداره می کرد هنگامیکه رونالدو 8 سالش بود.هنگامیکه به سن 10 سال رسید دو باشگاه مطرح شهر مدیرا به نام های سی.اس ماریتیمو و سی.دی ناسیونال خواهان وی شدند که سرانجام وی به عضوین ناسیونال در آمد.در دوران بچگی تیم مورد علاقه ی او بنفیکا بود در حالیکه در سال 2001 تا سال 2003 به عضویت تیم رقیب بنفیکا یعنی اسپورتینگ لیسبون در آمد.رونالدو در اسپورتینگ رشد کرد و اولین بازیکن تاریخ این باشگاه شد که برای تیم های زیر 16 سال ، زیر 17 سال و زیر 18 سال این باشگاه بازیکن ساز بازی کرده است.هنگامیکه وی برای تیم بزرگسالان اسپورتینگ بازی کرد در همان آغاز کار در برابر موریرنس دو گل به ثمر رساند.اولین باشگاه بزرگی که او را در نظر گرفت باشگاه لیورپول بود که البته به دلیل کوچک بودن و 16 سال بیشتر سن نداشتن او را نپذیرفتند! اما در تابستان سال 2003 الکس فرگوسن کریس را با قراردادی 12.24 میلیون یورویی به منچستر آورد و وی اسپورتینگ را که با سن کمش 25 بازی برای آن انجام داده بود و سه گل به ثمر رسانده بود را ترک کرد.اگرچه رونالدو شماره ی 28 را تقاضا کرد که در اسپورتینگ می پوشید اما شماره 7 را برتن کرد.شماره ای که قبلاً بر تن بزرگانی چون جورج بست ، بریان رابسون ، اریک کانتونا و دیوید بکهام بود!

در سال 2003 به تیم ملی پرتغال دعوت شد و نشان داد که در تیم ملی نیز چهره ای موفق است. در انجام مسابقات انتخابی جام جهانی 2006 هنگامیکه پرتغال در برابر روسیه در حال بازی بود پدرش به نام دنیس آویرو در 7 سپتامبر 2005 از دنیا رفت. و وی پس از این اتفاق داربی شهر منچستر در برابر منچستر سیتی را از دست داد.

رونالدو اولین حضورش را برای منچستر که 60 دقیقه بود در برابر بولتون در ورزشگاه اولد ترافورد شهر منچستر انجام داد.که آن بازی با حساب 4 بر صفر به نفع منچستر به پایان رسید.در 29 اکتبر 2005 رونالدو اولین گل لیگ برتری خود که مصادف با هزارمین گل لیگ برتری منچستر یونایتد بود را در برابر میدلزبورو به ثمر رساند که البته آن بازی با حساب 4 بر 1 به نفع میدلزبورو به پایان رسید و گل خوش یمنی نبود.

رونالدو توانایی بازی با هر دو پا را دارد و در تمام مناطق جلو از جمله چپ ، راست ، وسط می تواند بازی کند.مهارت او با بازی با توپ و پا عوض کردن ها و شوت های محکم دیدنی و دریبل های سرعتی و توانایی سر زدن او کم نظیر است و هر مدافعی را در مواجهه با او دچار مشکل می کند و می تواند هر خط دفاعی را بهم بزند.

افتخارت با منچستر

قهرمانی در لیگ برتر انگلیس در فصل 2007-2006

قهرمانی در جام حذفی انگلیس در سال 2004

نایب قهرمانی در جام حذفی انگلیس در فصل 2006-2005 و 2007-2006

 

افتخارات ملی

عنوان چهارمی با تیم ملی پرتغال در جام جهانی 2006 آلمان

 

افتخارات فردی

بهترین بازیکن پرتغال در سال 2007

انتخاب در تیم منتخب باشگاه های انگلیس در فصل های 2006-2005 و 2007-2006

بهترین بازیکن فصل لیگ برتر انگلیس در فصل 2007-2006

بهترین بازیکن ماه لیگ برتر انگلیس در ماه های نوامبر و دسامبر سال 2006

انتخاب در تیم منتخب یوفا در 2004

عنوان سومین بازیکن برتر جهان در سال 2007 بعد از کاکا و لیونل مسی

هوشنگ سیحون

seihoon.jpg




هوشنگ سیحون

معمار مقبره ها و یادها

مهندس هوشنگ سیحون، معمار و طراح

متولد سال ۱۲۹۹ تهران

فارغ التحصیل دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران

دانش آموخته دانشکده هنرهاى زیباى پاریس (بوزار) درمعمارى

رئیس دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران یک دوره

تدریس معمارى در دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران

عضو انجمن شوراى ملى باستان شناسى، شوراى عالى شهرسازى، شوراى مرکزى تمام دانشگاههاى ایران و کمیته بین المللى «ایکوموس» (وابسته به یونسکو) پیش ازانقلاب

چاپ ۳ کتاب «معمارى سیحون» ، «نگاهى به ایران (نقاشى هاى سیاه قلم) و (نیم قرن آثار معمارى ونقاشى سیحون)»

برگزارى نمایشگاهى مشترک با« پابلوپیکاسو » و « سالوادور دالى» در

«ماساچوست» آمریکا ۱۹۷۲

شهروند افتخارى فرانسه

تهیه فیلمى درباره آرامگاه بوعلى سینا به کارگردانى امیرشمخانى

داراى نمایشگاه دائمى در کلکسیون دانشگاههاى هاروارد، ام آى تى، دانشگاه واشنگتن و برکلى

طراح و اجراى تعدادى از مهم ترین بناهاى یادبودى و صنعتى و شخصى درایران مانند آرامگاه بوعلى سینا (همدان)، مقبره عمرخیام نیشابور، مقبره و موزه نادرشاه (مشهد)، مقبره کمال الملک، بانک سپه تهران و...

محمد شمخانى: تظاهرات معمارى مدرن و معاصر ایران آنقدر پراکنده و پوسته پوسته است که خیلى راحت نمى توان به صورت بندى آن پرداخت و از دوره یا دوره هاى مشخص سخن گفت. با استناد به همین آثار و آفرینه هاى جسته و گریخته و با نیت و درک و دریافتى تاریخى و تقویمى از این خط سیر نامنظم، اما کسانى آمده اند و آن را به ادوارى کوتاه برگردانده اند و تفسیرى از آن ارائه داده اند. به مدد چنین تفاسیرى است که مى توان مهندس» هوشنگ سیحون «را یکى از سرآمدان معمارى معاصر ایران و یکى از هنرمندانى دانست که در دوره اى خاص خوب درخشیده است.

دوره اى را که سیحون درآن به آفرینش بناهاى یادبودى و یادواره اى مى پردازد، مهندس« نادر اردلان »در دانشنامه ایرانیکا، دوران « پیدایش نمادهایى از یک هویت ملى روزافزون» مى نامد و بناهاى خلق شده درآن را که« تصاویر گذشته اى افتخارآمیز مانند آرامگاههاى نوبنیاد یا بازسازى شده دانشمندان، شاعران و قهرمانان ملى » و... به شمار مى آمدند « اغلب کوچک و با طرح هایى هنرمندانه »و اجراهایى خوب برمى شمارد که « گواه تحصیلات طراحان ایرانى در پاریس قبل ازجنگ » جهانى دوم به حساب مى آید.

نخستین اثرى که مهندس سیحون ازخود به جا گذاشته ، آرامگاه بوعلى سیناى همدان است که طرح آن در ۲۵سالگى و هنگام تحصیل در دانشکده هنرهاى زیباى پاریس (بوزار) ارائه مى دهد و درمسابقه اى که « انجمن آثار ملى» آن زمان به مناسبت بزرگداشت هزاره بوعلى سینا از سوى یونسکو برپا مى کند، جایزه اول را به دست مى آورد. جایزه اى که ساختن مقبره بوعلى سینا بود و ساختمانى که در ۲۸ سالگى او آغاز و در سى سالگى اش به پایان رسید. وقتى سال گذشته و در یک گفت وگوى اختصاصى از مهندس سیحون پرسیدم که : « چطور آن همه عبارت پراکنده ونمادها ونمودهاى تاریخى هم روزگار را دریک ساختار پلى فونیک گنجاندید، که در نهایت از آن یک صداى ارکسترال و هماهنگ به چشم و گوش بیننده برسد؟ » اوپاسخ داد: « آرامگاه بوعلى تنها یک آرامگاه یا مقبره نیست، بلکه آرامگاه یا مقبره جزئى ازکل است که یادبود بوعلى است. من خواسته ام با عوامل و عناصر معمارى چه از نظر شکلى وچه از نظر عددى ، از راه نماد و سمبل، شخصیت بوعلى را بیان کنم. و این موضوع در ایران یا سایر جاها معمول نبوده است. شکى نیست که براى هماهنگ کردن این عناصر ممارست و پیگیرى ومطالعه فراوان لازم است که در موقع خود سعى کرده ام کوتاهى نکنم. پس با یک نوع دانش فراگیر در ترکیب و تلفیق این عناصر کوشش خود را به کار برده ام تا چیزى به دست بیاید که در برابر دید شما است. این را هم بگویم که در تمام کارهایم جزئیات ، هر قدر بى اهمیت ،از ذهن من دور نبوده و به فراموشى سپرده نشده است ».

در این گفت وگوى طولانى که قرار بود در کتابى بیاید مهندس سیحون در پاسخ به پرسشى که از او درباره توصیف چشم انداز کلى آثار نوستالژیک اش مى کنم، چنین مى گوید:« بارها و بارها به هنرجویان خودم که در حقیقت یاران هنرى من هستند گفته ام: ما از دو هزار و پانصد سال پیش تا به امروز پیشکسوتانى داشته ایم که براى ما بى اندازه گرامى و محترمند. رسالت، به ما حکم مى کند که امروز کارهایى را که در عالم معمارى وهنر از هر نوع انجام مى دهیم عمیقاً در جایگاهى باشند که درمقابل این پیشکسوتان خجل و شرمنده نباشیم. بنابراین با تمام وجود وعشق بى پایان دست به کار شویم تابه نتیجه مطلوب برسیم. به این کارها که نام بردید(آرامگاه بوعلى سینا، خیام، کمال الملک، نادرشاه و...) با خاطراتى پر از شور و هیجان نگاه مى کنم و به نظرم مى رسد که چقدر نگفته ها دارم که بایدگفته مى شد و افسوس که نیمه کاره ماند. در پدید آوردن این کارها هدفم ابداً تقلیدگذشته نبوده است، بلکه روح و جان ایران مطرح بوده است که با ابزار امروزى باید شکل مى گرفت وخودنمایى مى کرد.»

او همچنین به این پرسش که « اگر مى خواستید با همان روحیه به معمارى بپردازید و مجبور به ترک ایران نمى شدید، پروژه بعدى تان چه بود وچه مى توانست باشد؟ » چنین پاسخ مى دهد:« در پاسخ این سؤال باید بگویم که موضوع یا پروژه خاصى مورد توجهم نیست. اما آنقدر ایده ها و حجم ها و شکلهاى متعدد در ذهنم مى جوشد و در حرکت است که گفتنى نیست و متأسفم چرا امکان پیاده کردن آنها روى خاک کشورم مقدور نیست. حیف و صدحیف. »

این اواخر و بعد از دو دهه سکوت و سردرگمى، پیشنهادهایى دوباره به مهندس سیحون شد که به ایران بازگردد و به طراحى و اجراى آثار مونومنتال دیگرى بپردازد که او هرگز قبول نکرد و فکر کردن به ایران در غربت را به کلنجار رفتن درخاک کشورش ترجیح داد. یکى از آن پروژه هایى که خود من واسطه پیشنهاد آن به این مهندس ارجمند شدم، پیشنهاد طراحى موزه اى با روحیه ساختمانى آرامگاه بوعلى سینا در همدان بود که پذیرفت و اجراى آن را مشروط به نظارت من بر حسن اجراى طرح کرد، که این بار پیشنهاددهندگان نپذیرفتند و بهانه آوردند!

وقتى از مهندس سیحون پرسیدم که« آیا هنوز خودتان را به لحاظ عاطفى یک شهروند ایرانى مى دانید یا نه؟ و آیا هنوز تحولات فرهنگى و هنرى و اجتماعى این کشور برایتان مهم و جالب هست یا نه؟ »او در پاسخ به این آخرین پرسش ام چنین مى گوید:« افتخار مى کنم که ایرانى هستم و افتخار مى کنم که درموقع تولد، ایران عزیز به من این امکان را داده است که پایم را روى خاک مقدسش بگذارم. هیچ گله اى از هیچ کس ندارم و مى دانم بى مهرى ها قطعاً از روى عدم آگاهى نسبت به درون و ضمیر من بوده است.

تمام تحولات فرهنگى و هنرى و اجتماعى کشورم دقیقاً مورد توجهم مى باشند. کوچکترین تصرف، کوچکترین ناملایمتى، کوچکترین خرابى نسبت به آثار ایران آنچنان تأثیر نامطلوبى در قلبم مى گذارد که قادر به بیان آن نیستم.

 بعضى دخل و تصرفات در آثار اصفهان و یزد و سایر شهرها که پر از شاهکارها هستند شدیداً مرا متأثر و متأسف مى کند. به طورى که حس مى کنم یک قسمت از وجود ایرانم را مجروح کرده اند و زخم زده اند. به هر حال خودم را فدایى آن سرزمین مى دانم و برایش آرزوى پیشرفت و بارورى دارم. »

یک بخشى از شهرت مهندس سیحون هم به نقاشى ها و به ویژه طراحى هاى او برمى گردد. نقاشى هایى که به نوعى از مینیاتور آغاز شده و در نهایت نیز بدان رسیده است. ماجراى این « فرگشت » را من در نقدى بر آثار او آورده ام و اینجا مجال پرداختن به آن نیست. یکى از مهمترین رویدادها در زندگى هنرى مهندس سیحون که دائم روى آن تأکید مى شود، نمایشگاه هاى مشترک سیحون و پابلو پیکاسو غول هنر قرن بیستم است. در نخستین نمایشگاه مشترک این دو هنرمند که در سالهاى دهه پنجاه در تهران و در گالرى دولتى« مهرشاه » برگزار مى شود، تنها یک بشقاب سرامیک خریدارى شده از آثار پیکاسو به نمایش درمى آید و باقى آثار مربوط و متعلق به سیحون است. برگزارى چنین نمایشگاه به اصطلاح مشترکى و آن هم با چنین عنوانى شاید در تاریخ هنر جهان بى سابقه بوده باشد! داستان نمایشگاههاى مشترک سیحون وپیکاسو به همان نمایشگاه معروف ختم نمى شود و بار دیگر در ماساچوست آمریکا و این بار با همراهى آثارى از سالوادور دالى برگزار مى شود. در این نمایشگاه انگار برخى از منتقدان آمریکایى چنان که مى گویند از کلاف هاى سردرگم سیحون و بافه هاى خط او استقبال مى کنند و از آنها به عنوان آثارى با ارزش و به یاد ماندنى یاد مى کنند.

و اما مهندس هوشنگ سیحون در سال ۱۲۹۹ و در خانواده اى اهل موسیقى به دنیا مى آید.

پدر بزرگ او« میرزا عبدالله » بنیانگذار موسیقى سنتى و معروف به پدر موسیقى سنتى ایران بوده است و مادرش (مولود خانم) از نوازندگان تار و سه تار و معلم زنده یاد« احد عبادى »که دایى سیحون به حساب مى آید. او بعد از راهیابى به دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران استعداد خود را از نقاشى به معمارى توسعه مى دهد و به دعوت « آندره گدار» (رئیس اداره باستان شناسى وقت ایران) براى ادامه تحصیل راهى پاریس و دانشکده هنرهاى زیباى پاریس (بوزار) مى شود و حدود ۳ سال تحت تعلیم « اوتلو زاوارونى » به تکمیل دانش معمارى خود مى پردازد و در سال ۱۹۴۹ به درجه دکتراى هنر مى رسد.

مهندس سیحون بعداز طراحى و اجراى آرامگاه بوعلى سینا (همدان ) پروژه هاى زیادى را طراحى و اجرا مى کند که از جمله آنها مى توان به مقبره عمرخیام (نیشابور)، مقبره کمال الملک (نیشابور)، مقبره و موزه نادرشاه افشار (مشهد)، مجلس شوراى ملى ، موزه توس (مقبره فردوسى )، کارخانه نخ ریسى کوروس اخوان، کارخانه آرد مرشدى ، سازمان نقشه بردارى کل کشور ، بانک سپه (توپخانه )، مجتمع آموزشى یاغچى آباد ، سینما آسیا، سینما سانترال ، کارخانه کانادادراى (زمزم فعلى ) در تهران و اهواز ، کارخانه یخ سازى کورس اخوان و حدود ۱۵۰ خانه و ویلاى خصوصى براى شخصیت هاى مشهور آن زمان اشاره کرد که تقریباً همه به اقتضاى کانسپتى که داشته اند از مصالح ساده و مقاوم محلى تشکیل شده اند و آموزه هاى کلاسیک بوزار پاریس در آنها پیاده شده است.

سیحون همچنین در طول آن سالها عضو شوراى ملى باستان شناسى ، شوراى عالى شهرسازى، شوراى مرکزى تمام دانشگاههاى ایران و کمیته بین المللى

« ایکوموس» (Icomos) بوده و به مدت ۱۵ سال مسؤولیت مرمت تمام بناهاى تاریخى ایران را برعهده داشته است.

از دیگر مسؤولیت هاى مهم این معمار و مهندس ایرانى، یکى هم ریاست دانشکده هنرهاى زیباى دانشگاه تهران در یک دوره و سالها تدریس معمارى دراین دانشکده بوده است که در آن دوره شاگردان به نسبت موفقى تربیت مى شود.

مهندس هوشنگ سیحون بیش از دو دهه است که در ونکوور (کانادا) زندگى مى کند و در آنجا به طراحى و نقاشى و تعلیم هنر مشغول است و هر از گاهى بزرگداشتى از سوى برخى مجامع خصوصى و دولتى و دانشگاهى خارج از کشور براى او برگزار مى شود.

تاریخچه آرامگاه بوعلی سینا(در همدن پایتخت تاریخ و تمدن ایران)

آرامگاه ابوعلی سینا
آرمگاه «ابوعلی سینا» در همدان قرار دارد که در سال 1331 خورشیدی افتتاح شده است. البته در بخارا که زادگاه او بوده، برای تهیه‌ی تندیسی از وی، جمجمه‌ی این دانشمند بزرگ را نزد انسان‌شناس روسی «گورازیموف» فرستادند تا بر اساس شکل استخوان‌ها، نیمرخی از او تهیه گردد.
 بعدها یک شخص دیگر روسی به نام«آتاسیکوف»، در آن نیم‌رخ اصلاحاتی انجام داد. این تغییرات هم‌اکنون در مجسمه‌ای که توسط بانوی هنرمندی به نام «سوکولوا» ساخته شده، اعمال گردیده و هم اکنون در بیرون از کتابخانه‌ی «ابوعلی سینا» در «بخارا» کارگذاشته شده‌است.
  در ایران، در سال 1331 خورشیدی برابر با 1952 میلادی، به مناسبت هزاره‌ی تولد او جشنی برگزار گردید که در آن گروهی از دانشمندان جهان شرکت داشتند. به علت آن که «ابوعلی سینا» در «بخارا» به دنیا آمده و در آن جا تحصیل کرده است، مردم کنونی این بخش ـ که زمانی جزو قلمرو سامانیان بوده و اکنون بخشی از جمهوری ازبکستان است ـ او را ازبک و ترک می‌دانند.
از طرف دیگر به دلیل آن‌که «ابن سینا» بخشی از آثار خود را به عربی نوشته است، نه تنها عرب‌زبان‌ها که مردم کشورهای اروپایی نیز در کتاب‌های تاریخی خود، کسانی همچون او، «ابوریحان بیرونی»، «زکریای رازی» و بسیاری دیگر را عرب می‌دانند.
البته آنچه مسلم است در ایرانی بودن این افراد، جای تردید نیست. در آن زمان، زبان عربی، زبان رایج و قابل قبول علم بوده است همچون زبان انگلیسی که امروز بسیاری از پژوهشگران کشورهای مختلف دنیا که زبان مادری آنان زبان دیگری است، کتاب‌های خود را به انگلیسی می‌نویسند. اگر زبان را در این موردها بخواهیم ملاک ملیت آنان قرار دهیم پس همه یا آمریکایی هستند و یا اهل انگستان. این قانومندی نیز در آن زمان در باره‌ی انبوهی از دانشمندان ایرانی نیز مصداق داشته است.
 گزارشی تکمیلی در باره‌ی آرامگاه «ابوعلی سینا»
گزارشی از اولین همایش «ابن سینا» در سال1333        خبرگزاری «مهر» گزارشی را که دکتر «ذبیح الله صفا» برای اولین بزرگداشت «ابن سینا» در ایران (سال 1333) تهیه کرده، در تاریخ اول شهریور ماه 1383، در سایت «خیرگزاری مهر» چنین نقل می‌کند:        
« بنا بر آنچه گروهی از محققان و مورخان نوشته ان، «ابن سینا» در همدان در گذشته و در زیر حصار آن شهر نیز دفن شده است. «البیهقی» ، «ابن خلکان»، «ابن العبری»، «خواند میر» و «قاضی نورالله» نیز نوشته اند که مقبره وی در همدان است.
مقبره «ابن سینا» در دره «مراد بیک» در ضلع غربی خیابان «ابوعلی» همدان یعنی خیابانی که از مرکز شهر رو به جنوب و کمی مایل به غرب امتداد دارد واقع است و در کنار آن قبر «ابوسعدی دخدوک» قرار گرفته است. «ابوسعید»، از دوستان «ابن سینا» بوده که بعد از غائله شورش سپاهیان «شمس الدولة دیلمی»، مدت چهل روز در خانه وی پنهان بوده است. محل کنونی آرامگاه «ابن سینا» و  «ابوسعید»، در همان زمینی قرار دارد که روزگاری منزل «ابوسعید» و مدتی نیز مخیفگاه شیخ ما بوده است.
 این محل در آن روزگار، کنار شهر و پشت باروی جنوبی همدان بوده و تا اواخر قرن سیزدهم هجری چهارطاق کوچکی بر روی قبر آن دو قرار داشته است و چون چهار طاق مذکور به تدریج بر اثر فرسودگی رو به ویرانی می‌رفته است، یکی از شاهزاده خانم‌های دانش‌دوست قاجار به نام «نگار خانم» دختر «شاهزاده عباس میرزا» ولیعهد «فتحعلیشاه» درصدد تجدید بنا و تعمیر آن برآمده‌است.
نوشته‌اند که «نگار خانم» نخست همسر «عبدالله‌خان صارم‌الدوله» از طایفه «حاجی‌لر» بوده و پس از آن به همسری «مصطفی‌قلی‌خان اعتماد السلطنه» درآمده است. به دستور این شاهزاده خانم، به جای چهارطاق قدیم، گنبدی از آجر ساختند و دو سنگ، یکی روی قبر «ابن سینا» و دیگری روی قبر «ابوسعید دخدوک» نهادند. پس از درست شدن  آرامگاه با شکوه جدید، سنگ قبرهای مذکور را در سرسرای آرامگاه قرار داده‌اند.
در شمال آرامگاه، خانه‌های مسکونی و در قسمت جنوب آن، حیاط آرامگاه قرارداشته است. کتابخانه‌ی آرامگاه که 649 مجلد کتاب داشته به قرائت خانه‌ی «ابوعلی سینا» موسوم بوده است. در داخل آرامگاه، دور دو سنگ قبر «ابوعلی» و «ابوسعید»، نرده چوبی کوتاهی قرارداده‌اند.
 نظر اعضاء انجمن آثار ملی ایران در مورد بنای جدید آرامگاه بوعلی بر آن بود که اصول معماری قدیم و جدید هر دو رعایت شود. با توجه بدین نکته، در خرداد ماه سال 1324 هـ‌. ش طرح نقشه‌ی آن بین مهندسان و فارغ التحصیلان رشته معماری به مسابقه گذارده شد.
از بین طرحهای متعددی که به انجمن رسید طرح پیشنهادی آقای مهندس «هوشنگ سیحون» که با نظر آقایان «آندره گدار» مدیر کل فنی موزه‌ی باستانشناسی و مهندس «محسن فروغی» تهیه شده بود، مورد قبول قرار گرفت و به عنوان جایزه، اجراء ساختمان بر عهده‌ی او واگذار گردید .
طرح مزبور با توجه به سبک معماری قرنی که حکیم در آن می‌زیسته از روی یکی از قدیم‌ترین و عظیم‌ترین بناهای آن عصر یعنی «گنبد قابوس»، که از شاهکارهای معماری به شمار می‌رود اقتباس گردیده است. «گنبد قابوس» به موجب کتیبه‌ی موجود بر روی بنا، به سال 375 شمسی برابر با 397 قمری بنا شده است و بدان جهت، بنای آرامگاهی برای «ابن سینا» بدان سبک و شیوه از هر جهت مناسب می‌نموده است. جالب آن‌جاست ‌که گنبد قابوس در قرن پنجم بنا شده است یعنی زمانی که قسمتی از دوران زندگانی «ابن سینا» در آن سپری شده است.
در نیمه سال(1326 هـ . ش) انجمن آثار ملی، تصمیم به اجرای طرح ساختمان آرامگاه گرفت. در آن هنگام مهندس «سیحون» برای تکمیل مطالعات خود در پاریس به سر می‌برد. پس از آگاهی از تصمیم انجمن در خرداد ماه 1327 خورشیدی، طرح‌های اجرایی آرامگاه را به‌عنوان پایان‌نامه به دانشکده هنرهای زیبای پاریس تقدیم کرد.
 و سپس در تیرماه همان سال، آنها را برای اجرا به انجمن ارسال داشت. در اوائل سال 1328 بین انجمن آثار ملی ایران و شرکت ساختمان‌های کشور (شرکت نسبی مهندس ابتهاج و شرکاء) قرارداد قطعی ساختمان بسته شد و در خرداد ماه همان سال، کار بنای ساختمان آرامگاه آغاز گردید.
پس از تخریب مقبره‌ی قدیم و گشودن قبر «ابوعلی سینا» و «ابوسعید»، جمجمه و قسمتی از استخوان های ابوعلی و قسمتی از استخوانهای ابوسعید که باقی مانده بود با حضور افراد معتمد و موثق، پس از تهیه صورت‌جلسه، در جعبه‌های مخصوص نهاده و مهر و موم شد تا پس از آماده شدن آرامگاه جدید، مجدداً دفن گردد .
 تندیس «ابوعلی سِنا» در ازبکستان
طراح بنا، طرح خود را به نحوی پیش بینی کرده بود که هم یادآور یکی از مقابر عصر زندگی «ابن سینا» و هم نشانه ای از تکامل فن معماری جدید باشد. این است که معمار بنا در قسمت زیرین، روحیه‌ی بناهای مصر، ایران و یونان قدیم را با تمام عظمت و جلال آنها نشان می‌دهد و در قسمت زبرین، روش معماری مقبره‌ی «قابوس» رعایت شده است.
بدین ترتیب، طراح ساختمان نشان داده است که «ابن سینا» یک فیلسوف و متفکر بزرگ اسلامی است که بنای افکارش بر علوم و اطلاعاتی که ازملل قدیمه رسیده، قرار دارد. سنگ‌های خشنی که با ابعاد نسبتاً بزرگ در قسمتهای زیرین بنا به کار رفته، روحیه‌ی استحکام و قدرت را ظاهر می سازد و ظرافت آمیخته با عظمتی که در برج و پایه‌های آن دیده می شود، تفاوت آن‌ها را با سنگ‌های خشن نشان می‌دهد.
باغچه ها و چشمه‌هایی که در حیاط ورودی ساختمان کارسازی شده، نمونه‌ی کوچکی از باغ‌های معلق «بابل» همراه با طراوتی مشرق زمینانه است. زمین محوطه و زیر بنای آرامگاه جمعاً سه هزار و نود متر مربع بوده است. که اکنون به هفت‌ هزار افزایش یافته است.
ساختمان آرامگاه در سال 1330 به پایان رسید و در بهمن ماه همان سال به نمایندگان انجمن آثار ملی تحویل گردید. در روز پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال (1331 هــ . ش) با حضور آقایان جهانسوز فرماندار همدان، ابطحی رئیس فرهنگ، ایزدیار بازرس فنی، رئیس شهربانی، نماینده انجمن آثار ملی و برخی از روحانیان پس از معاینه و بازدید، لاک و مهر جعبه‌های محتوی استخوانهای «ابوعلی» و «ابوسعید دخدوک» استخوانها با دقت کامل و رعایت موازین شرع و آداب و رسوم معمول، کفن و دفن گردید. قبر «ابوعلی سینا» در سمت راست مدخل آرامگاه و در سمت چپ او، قبر «ابوسعید دخدوک» قرار گرفته است .
در حیاط شرقی آرامگاه، روبروی در ورودی، در مقابل خیابان «بوعلی»، قبر شاعر ملی ایران «ابوالقاسم عارف قزوینی» قرار داد و بر روی سکویی مربع که هر ضلع آن حدود یک متر است سنگ مرمری است که با خط نستعلیق زیب، مطالبی با این مضمون آمده است:
«تصویری که از بن سینا در نسخه های کهن، در کتابخانه ها وکلیساها، در نسخه های قدیم کتابهای اروپایی و ترجمه های لاتین آثار او موجود است اصالت ندارد و بیشتر بر حدس و گمان متکی بوده است. از این رو انجمن آثار ملی تصمیم گرفت مجسمه‌ای از او تهیه کند. به همین دلیل لازم بود بر اساس مآخذ و مدارک موجود، تصویری از او فراهم آید.
از این رو، کمیسیون‌های متعددی از دانشمندانی که با آثار شیخ و شرح حال او آشنایی داشتند تشکیل گردید و با توجه به اطلاعاتی که درباره‌ی او به قلم خود وی و نیز شاگردش «ابوعبید» و همچنین نوشته‌ی «بیهقی» در تتمه‌ی «صوان الحکمة» به‌دست آمده است، تصمیم گرفته شد که تصویری از او به وسیله‌ی پیکر تراش معتبر، آقای «ابوالحسن صدیقی» تهیه گردد.»
استاد «صدیقی»، در اردیبهشت ماه سال  خورشیدی، تصویری تمام چهره به قلم سیاه تهیه کرد که در بیست و یکمین جلسه هیأت مؤسسین انجمن آثار ملی، مورد تصویب واقع گردید. قرار برآن شد که همین تصویر، مبنای تهیه‌ی مجسمه‌ی ابن سینا نیز قرار گیرد. سرانجام، در دیماه 1328 خورشیدی، نیم‌رخی از چهره‌ی او تهیه گردید.
چندی بعد از طرف انجمن آثار ملی به استاد «ابوالحسن  صدیقی» مأموریت داده شد تا با توجه به تصویر تمام رخ ابن سینا، مجسمه‌ی ایستاده ای از شیخ بسازد تا در میدان «بوعلی» در شهر همدان نصب گردد. این کار نیز به عهده‌ی استاد صدیقی گذاشته شد. حاصل کار، مجسمه‌ا‌ی شد به ارتفاع سه متر و ده سانتی متر و عرض 90 سانتیمتر و به وزن تقریبی چهارتُن. نیمی از این تندیس، از سنگ یکپارچه‌ی مرمر سفید قم تهیه شده و هم اکنون بر روی پایه‌ای در میدان «بوعلی» در انتهای خیابان «بوعلی» همدان قرار دارد.
 از کارهای دیگری که کمیته‌ی جشن هزاره‌ی «ابوعلی سینا» برای بزرگداشت او لازم دانسته بود، تأسیس کتابخانه‌ای بود در جوار آرامگاه وی. در این باره نظر اعضاء انجمن این بود که چون «ابن سینا» فیلسوف و دانشمندی جهانی است، لازم است که همه‌ی محافل علمی جهان در تأسیس کتابخانه‌ی او شرکت داشته باشند. از این رو در سال 1329 خورشیدی، با تهیه‌ی یک اطلاعیه به زبانهای فارسی ، عربی، فرانسه و انگلیسی، از همه‌ی مؤلفان، مؤسسات فرهنگی و ناشران ایرانی و خارجی درخواست شد که کتابهایی به انجمن آثار ملی ارسال دارند.
در نتیجه، کتابهای گوناگون علمی، تاریخی، ادبی و هم‌چنین کتابهایی که درباره «ابن سینا» یا از آثار آن بزرگ‌مرد بود، از کشورهای مختلف به انجمن آثار ملی ارسال گردید. هم اکنون چهارهزار و سیصد و چهل و دو جلد کتاب فارسی و عربی در کتابخانه‌ی ابن سینا موجود است که سی مجلد آن‌ها از کتابهای خطی است و برخی از آنها بسیار نفیس و قابل توجه است. ضمناً پانصد و نود مجلد کتاب به زبانهای فرانسه، انگلیسی، آلمانی و غیره نیز در کتابخانه وجود دارد .